ذرت یا جواری یکی از غلات مهم است. منشا آن قاره آمریکا بودهاست و پس از گندم، بیشترین اراضی کشاورزی جهان به ذرت اختصاص دارد.ذرت سرشار از مواد مغذی مورد نیاز برای بدن بوده و نیز منبع خوبی از فیبر محسوب میشود و سرشار از کالری است.
ذرت | |
---|---|
![]() |
|
تفاوت گل نر با ماده | |
طبقهبندی علمی | |
فرمانرو: | گیاهان |
(طبقهبندینشده): | دولپهایهای کاملینید |
راسته: | چمنسانان |
تیره: | چمنیان |
زیرتیره: | Panicoideae |
تبار: | Andropogoneae |
سرده: | Zea |
گونه: | Z. mays |
نام علمی | |
Zea mays L. |
پیشینه[ویرایش]
ذرت تا قبل از سال ۱۴۹۲ میلادی (سال کشف آمریکا) در قاره آسیا، اروپا و آفریقا بعنوان یک گیاه زراعی شناخته شده نبود. اما این گیاه را از قرنها پیش در آمریکای مرکزی میشناختند و توسط مردم سرخپوست آمریکا کشت میشد. بهمین سبب نام لاتین ذرت از یکی از طوایف سرخپوست بنام Marisi Mahig گرفته شده است.
نام این گیاه در زبان انگلیسی corn در عربی ذرت و بلال است. نام فارسی این گیاه جواری (فرهنگ دهخدا) است ولی واژهٔ عربی ذرت بکار برده میشود.
ویژگیهای دارویی[ویرایش]
ذرت از نظر طب قدیم ایران سرد و خشک است.
- پماد ذرت خشک کننده زخمها میباشد.
- ذرت غذای خوبی برای پیشگیری سرطان است.
- استفاده مداوم از ذرت از کرم خوردگی دندان جلوگیری میکند.
- روغن ذرت کلسترول خون را پائین میآرود.
- روغن ذرت برای درمان اگزما و بیماریهای پوستی مفید است.
ساختار و فیزیولوژی[ویرایش]
ساقههای ذرت از لحاظ ظاهری شبیه ساقههای بامبو هستند و میانگرهها به طور معمول به ۱۷ اینچ میرسند. ذرت فرم رشد محدود دارد و برگهای پایینی، برگهای شمشیری وسیعی هستند که عموماً ۱۰۰-۵۰ سانتیمتر طول و ۱۰-۵ سانتیمتر عرض دارند (۴-۲ فوت در ۴-۲ اینچ). ساقهها ایستاده هستند، ۳-۲ متر (۱۰-۷ فوت) ارتفاع دارند و تعداد زیادی گره دارند که معمولاً دارای برگهای بزرگ هستند. زیر این برگها و درست نزدیک ساقه، بلالها بوجود میآیند. آنها روزانه mm 3 رشد میکنند. بلالها گل آذین ماده هستند که با چندین لایه برگ محکم پوشانده شدهاند بطوریکه تا زمان ظهور رشتههای زردکمرنگی که از انتهای بلال بیرون میزند، به آسانی خودشان را نشان نمیدهند. این رشتهها کلالههای بلند شدهای هستند که شبیه یک دسته مو هستند و در ابتدا بهرنگ سبز هستند و سپس زرد یا قرمز میشوند. کشت جهت سیلو کردن علوفه معمولاً متراکمتر انجام میشود و در نهایت درصد پایینتری بلال و بیشتر ماده گیاهی بدست میآید. واریتههای خاصی از ذرت اصلاح شدهاند بطوریکه بلالهای خیلی بیشتری تولید میکنند. اینها منبع baby cornها هستند که به عنوان یک سبزی در غذاهای آسیایی استفاده میشود. ذرت یک گیاه شب بلند اختیاری است و گلدهی آن پس از دریافت تعداد مشخصی دگری دی (degree day) در دمای بیشتر از ۱۰ درجه در محیطی که سازگاری پیدا کرده است اتفاق میافتد. مقدار تاثیر شبهای بلند بر تعداد روزهایی که باید طی شود تا گلدهی ذرت انجام شود بصورت ژنتیکی کنترل میشود و توسط سیستم فیتوکروم تنظیم میشود. نوردورِگی (فتوپریودیسم) در ارقام گرمسیری معمول نیست بطوریکه ویژگی روزهای بلند عرضهای بالاتر باعث میشود گیاهان بسیار بلند شوند و لذا زمان کافی برای تولید بذر قبل از اینکه با یخ زدگیاز بین بروند را ندارند. با این وجود این ویژگی در استفاده از ذرت جهت تولید سوخت زیستی ممکن است مفید باشد. در انتهای ساقه ذرت کاکل ذرت یا همان گل آذین نر وجود دارد. وقتی کاکل رسیده میشود و شرایط آب و هوایی گرم و خشک است، بساکها در روی کاکل شکفته میشوند و گردهها را آزاد میکنند. گرده ذرت آنموفیلوس است (توسط باد منتشر میشود) و به خاطر سرعت زیاد پایین افتادنش، بیشتر گردهها به فاصله زیادی از کاکل نمیافتند. هر کلاله برای تولید یکدانه ذرت باید گرده افشانی شود. بلالهای جوان میتوانند بصورت نارس مصرف شوند اما وقتی گیاهان بالغ شدند (غالباً در ماههای پاییز) چوب وسط آن سفتتر میشود و رشتهها نیز خشک میشوند بطوریکه قابلیت خوراکی خود را از دست میدهند. در انتهای فصل رشد، دانهها خشک میشوند و جویدن آنها بدون پختنشان در آب جوش مشکل است. تکنیکهای مدرن کشاورزی، در کشورهای پیشرفته معمولاً روی کشت متراکم تکیه میکند که یک بلال در هر ساقه تولید میکند.
-
گل آذین ماده با کلاله جوان
-
ساقهها، بلالها و کلاله
-
گل نر
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهزیست شناسی
برچسبها: ذرتزیست شناسیگیاه
جبر: شاخهای از علم ریاضیات است که به مطالعه ساختار و کمیتمیپردازد. در جبر از نشانهها و معادلات برای نشان دادن ارتباط بین مفاهیم جبری استفاده میکنند. متغیرها و ثابتهای مختلفی در روابط جبری وارد میشود و طبق اصول خاصی که برای هر کدام از انواع این معادلات مقرر شده مقادیر متغیرها به دست میآید.
میتوان جبر را تعمیم و تجریدی از حساب دانست که در آن بر خلاف حساب عملیاتی مانند جمع و ضرب نه بر اعداد بلکه بر نمادها انجام میگیرد. جبر در کنار آنالیز و هندسه یکی از سه شاخه اصلی ریاضیات است. علم جبر نخستین بار از مشرقزمین شروع شد و دانشمندانی چون خوارزمی و غیاثالدین جمشید کاشانی در این علم تاثیرگذار بودند.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهریاضیات
برچسبها: جبرریاضیات
حتما شنیدهاید که میگویند غرور باعث برآمدن قفسه سینه میشود یا احساس شادی از سرتاپا را فرا میگیرد. خب این موضوع واقعیت دارد، همانطور که فراگیری آن در تمام جهان درست است. حالا ما میتوانیم یک اطلس از این احساسات و محل بروزشان در بدن داشته باشیم.
محققان مدتهاست میدانند احساسات به برخی تغییرات فیزیکی در بدن مرتبط است. برای مثال وقتی مضطرب و نگران میشوید کف دستتان عرق میکند یا با شنیدن صدایهای ناآشنا در نیمه شب ضربان قلبتان افزایش پیدا میکند. حالا یک تحقیق جدید نشان داده احساسات مختلف در تمام جهان با مناطق مشخصی از بدن مرتبط است و در زمان بروز آن احساس، بروز فیزیولوژیکیاش در بخشهای مشخصی از بدن اتفاق میافتد.
۷۰۰ داوطلب از سوئد، فنلاند و فیلیپین در تحقیقی شرکت کردهاند که به امید ایجاد یک اطلس درباره ارتباط تظاهرات بدنی آنها با احساسات مشخص انجام شد. هر کدام از شرکتکنندگان به صورت جداگانه در معرض، صحنهها، جملات، حالات صورت و موقعیتهای احساسی خاص قرار گرفتند. سپس بعد از هر موقعیت احساسی خاص، آنها موقعیتی از بدنشان را که در زمان تجربه آن احساس خاص، با قبل تفاوت میکرد گزارش کردند. سپس آنها در دو کامپیوتر جداگانه مناطقی از بدن که طی بروز هر احساس مشخص دچار افزایش حس و تظاهرات مثبت یا کاهش حس و تظاهرات منفی شده بود با رنگهایی جدا مشخص کردند. تظاهرات بدنی مثبت مانند احساس گرما و قدرت با رنگهای گرم و تظاهرات منفی مثل احساس ضعف یا سرما با رنگهای سرد نمایش داده شدند.
با این تحقیق، محققان توانستند به صورت آماری مناطق مختلفی از بدن را بیابند که به هر احساس آزمایش شده واکنش نشان میدهد. در نتیجه مشخص شد احساساتی مانند شادی، تحقیر و عشق سوای ملیت شرکت کنندگان کدام منطقه مشخص از بدن را تحت تأثیر قرار میدهد. آنها سپس یک کنترل نهایی برای کاهش ریسک بیان احساسات مختلف در زبانهای مختلف را بر نتایج اعمال کردند تا نتایج به صورت یکسان و با بیان غیرتشبیهی به دست بیاید. نتایج این تحقیق در Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است. در این تحقیق همزمان با مشخص شدن ارتباط هر احساس به منطقهای از بدن، معلوم شد برخی نواحی در احساسات مختلف همپوشانی دارند. برای مثال احساسات پایه مثل خشم یا ترس با افزایش تظاهرات بدنی در ناحیه بالایی قفسه سینه مشخص میشوند، همان طور که هر دوی آنها باعث افزایش ضربان قلب و نرخ تنفس خواهند شد. خوشحالی اما تنها احساس آزمایش شدهای است که تمام بدن را فرا میگیرد. این یافتهها به محققان کمک میکند در یابیم احساسات در بدن چطور عمل میکنند.

اطلس احساسات
در این اطلس تصویری، رنگهای گرم بیانگر افزایش احساس ناحیهای و رنگ سرد بیانگر کاهش احساس ناحیهای است. مناطق تیره هم درگیر آن احساس خاص نشدهاند
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهزیست شناسی
برچسبها: اطلس جدیدی درباره نشانههای فیزیولوژیک بدن در حین بروز احساسات
خواب مار و شکل مولکول بنزن
خیلیها معتقدند اگر کسی خواب مار ببیند تعبیرش ثروت است ولی فریدریش آگوست ککوله، شیمیدان آلمانی با رویای مار به یک کشف بزرگ دست یافت و موفق شد نقش مهمی در پیشرفت علم شیمی آلی داشته باشد. ماری که ککوله در خواب دید به او کمک کرد ساختار حلقوی مولکول بنزن را پیشبینی کند. مدتها دانشمندان شیمی بر سر شکل مولکولی بنزن که فرمول بسته آن به صورت C6H6 کشف و ثابت شده بود اختلاف نظر داشتند و هیچ ساختاری نمیتوانست خصوصیات شیمیایی این ماده را توجیه کند. یک شب که ککوله در اتاق کارش مشغول نوشتن یک کتاب درسی بود و کارها خوب پیش نمیرفت صندلیاش را مقابل شومینه گذاشت تا کمی استراحت کند و به خواب رفت. در خواب پیکر مارمانندی را دید که دمش را به دندان گرفته است و دور خود میچرخد. ککوله چنان از خواب پرید که انگار صاعقهای بیدارش کرده و بقیه شب را به تنظیم جزئیات فرضیهاش گذراند. فرضیهای که ساختار مولکولی بنزن را حلقوی معرفی میکرد؛ شبیه ماری که دمش را به دندان گرفته باشد!
راز سر بزرگ اینشتین
از هر کس بپرسید فرمول معروف E=mc2 را چه کسی کشف کرد، برای پاسخ دادن نیازی به فکر کردن ندارد. لازم نیست فیزیکدان باشید یا خیلی شیفته و شیدای علم که این دانشمند را بشناسید. آلبرت اینشتین به اندازه کافی معروف است. اما درباره لحظه تولد این نابغه پرآوازه چه میدانید؟ اگر فکر میکنید از همان اول باهوش و استثنایی بوده و مثلا موقع تولد حرف میزده یا رفتار عجیب دیگری داشته سخت در اشتباهید. این اعجوبه فیزیک موقع تولد بسیار چاق بود و در واقع چاقی غیرطبیعی داشت. وقتی مادر بزرگ آلبرت برای اولینبار او را دید مرتب تکرار میکرد: «خیلی چاق است. خیلی چاق است». البته مشکل، فقط چاق بودن نوزاد نبود. بزرگ بودن غیر طبیعی سرش هم اطرافیان را نگران میکرد. حتی مادرش تصور میکرد کودک ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن اینشتین به اندازههای طبیعی بازگشت. شاید هم سر این نابغه در لحظه تولد بزرگتر از نوزادان طبیعی بوده چون مغز بزرگتری داشته!
خونخواری که عاشق بستنی بود
روم باستان امپراتوران زیادی را در تاریخش ثبت کرده ولی نرون یکی از معروفترین آنهاست و حرفهای زیادی دربارهاش وجود دارد. نرون آخرین امپراتوری است که به خانواده اگوستوس تعلق داشت و بعد از اینکه در سال ۵۴ میلادی مادر جاهطلبش، پادشاه را مسموم کرد، جانشین پدر شد. در تاریخ روم باستان بسیار آمده است که نرون پادشاهی بیرحم و فاسد بود و شاید این را هم درباره آخرین امپراتور از خانواده اگوستوس شنیده باشید که همیشه در این توهم به سر میبرد که در شعر و موسیقی استعداد ویژهای دارد. از همه اینها که بگذریم علاقه نرون به نوشیدنیهای خنک هم شهرت داشت و یک جورهایی عاشق بستنی بود. گرچه در روم باستان چیزی به نام بستنی وجود نداشت ولی در تاریخچه تحول این خوراکی سرد و شیرین میشود ردپای خودخواهیهای نرون را هم پیدا کرد. او علاقه زیادی به خوردن میوهها و آبمیوههایی داشت که با یخهای کوه آلپ خنک میشدند.
برای ادامه به ادامۀ مطلب مراجعه فرمایید.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهفیزیکتاریخ
برچسبها: تاریخ پر از روایتهای شگفت انگیز است
اگر یک شب تهران بلرزد…
۱۰ رازی که باید از زلزله احتمالی در تهران بدانید
عرفان خسروی| پیداشدن گسلی جدید در بزرگراه همت خبر مهمی درباره ریسک زلزله در شهر تهران بود که در میان خبرهای مهم آخرین روزهای سال گذشته به درستی به آن پرداخته نشد؛ گرچه بلافاصله پس از انتشار این خبر، با دکتر مهدی زارع، رئیس مرکز ملی پیش بینی زلزله در پژوهشگاه بینالمللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله قرار گذاشتیم و در برفیترین روز سال ۹۲، درباره پدیده زمینلرزه، خطر زلزله تهران و ریسک زندگی در تهران با ایشان گفتوگو کردیم.
دکتر مهدی زارع | کارشناس پرونده
دانشآموخته زمینشناسی از دانشکده علوم دانشگاه تهران، فوق لیسانس زمینشناسی مهندسی از دانشگاه تربیت مدرس و دکترای زلزلهشناسی مهندسی از دانشگاه گرونبل فرانسه است.
۰۱
آیا گسل بزرگراه همت تازه کشف شده است؟
در زمینشناسی نظریه کلاسیکی وجود دارد، مبنی بر اینکه پس از پایان یافتن هر فاز کوهزایی، گسل یا ساختار زمینشناختی بزرگ دیگری پیدا نخواهد شد؛ بنابراین وقتی گسل جدیدی مشاهده میشود که پیشتر از آن بیخبر بودیم، این گسل چیز جدیدی نیست و تنها به دلیل فعالیتهای حفاری زمین برای ساخت و ساز یا گسلش سطحی هنگام زلزله آشکار شده است. بنابراین گسلی که در بزرگراه همت مشاهده شده، چیز جدیدی نیست و تنها خبر جدیدی است؛ زیرا آخرین فاز کوهزایی در این ناحیه، که فاز کوهزایی پاسادانیَن نام دارد، دو میلیون سال پیش رخ داده است. اما برخی زمینشناسان نظریه جدیدتری دارند و میگویند میتوان میان فازهای کوهزایی انتظار شکلگیری گسلهای جدیدتری نیز داشت. البته این نظریه ناقض نظریه کلاسیک نیست، چون این شکستگیهای جدید را میتوان تظاهرات جدید همان گسستگیهای پیشین قلمداد کرد. البته خبری که دکتر بیتاللهی درباره گسل همت ابراز کردند نیز بیشتر حاکی از این بود که برداشتن روبارههایی که این گسل را پیشتر مخفی کرده بودند، باعث شده این گسل آشکار شود.
۰۲
آیا گسل بزرگراه همت خطرناک است؟
در این باره دو نگاه وجود دارد: یک نگاه میگوید این گسل احتمالا یک گسل فرعی است و گسلهای فرعی چندان مایه نگرانی نیستند. در تهران یک سامانه گسل شمال تهران وجود دارد و تعدادی گسل اصلی در جنوب تهران. بنابراین مایه نگرانی اصلی در شمال تهران است و گسلهای مرتبط، همگی درون زون گسل شمال تهران قرار میگیرند، از جمله گسل نیاوران که حدود سه کیلومتر بالاتر از پژوهشگاه بینالمللی زلزله قرار دارد و نیز گسلی که در بزرگراه همت مشاهده شده است. اما نگاه متفاوتی نیز میگوید گاهی گسلهای ظاهرا فرعی میتوانند خطرناکتر از چیزی باشند که انتظار داریم. برای مثال گسل طبس پای دامنههای کوه شتری قرار دارد، اما گسل زمینلرزه ای که با گسیختگی خود در ۵۲ شهریور سال ۷۵ زلزلهاش با بزرگای۴/۷ طبس را ویران کرد، پای دامنه شتری گسیخته نشد، بلکه در دشت و در فاصله حدود ۷ کیلومتری مرز کوه دشت (در یکی از مرزهای زمین ریختی در پای مخروط افکنه که با گسل کواترنری طبس مشخص میشد) گسیخته شد. بنابراین میتوان گفت گرچه گسلهای اصلی پای دامنه کوهها قرار دارند، اما تظاهرات جدید این گسلها میتواند درون دشتها و آبرفتها باعث ویرانی شود. از جمله وضعیت بزرگراه همت نیز اینگونه است. یعنی اگر این گسل باعث یک گسیختگی سطحی شود، ممکن است در راستای شرقی- غربی بزرگراه همت یا در روندی به موازات و در شمال آن، که به عنوان گسل نیاوران میشناسیم، در راستای بزرگراه یادگار امام (ره) (شرقی-غربی در ناحیه اوین) و در امتداد آن تا میدان تجریش، میدان نیاوران و کاخ نیاوران و کاشانک گسیختگی جدید ایجاد کند. در این صورت روندهایی به موازات مرکز بین کوه و دشت در شمال تهران که به عنوان گسل شمال تهران میشناسیم، و البته به عنوان تظاهرات سطحی و جدید آن گسیخته خواهد شد.
۰۳
ریسک سوانح طبیعی در تهران چهقدر است؟
ما در تهران وضعیت خوبی نداریم، چون ساکنین شهر تهران طبق برآورد من در پایان سال ۹۲ در شبها ۸,۶۰۰,۰۰۰ نفر هستند و هر روز چهار تا ۵/۴ میلیون به تهران وارد و عصر از تهران خارج میشوند. اگر هم تهران بزرگ و شهرهای پیرامون را به عنوان یک ابرشهر در نظر بگیریم که از هشتگرد شروع میشود و تا رودهن پردیس امتداد دارد، در آن صورت این ابرشهر جمعیتی حدود ۱۶,۳۰۰,۰۰۰نفر جمعیت دارد که معادل ۲۲ درصد جمعیت ایران است.
متأسفانه این قبیل پژوهشها هنوز به صورت دقیق انجام نشده و تغییرات روزانه خطر سوانح طبیعی طی ۲۴ ساعت در فصلهای مختلف هنوز برآورد نشدهاست. ریسک یعنی چیزی که مرتبط با آسیبپذیری زندگی انسانهاست و ما درباره آن اطلاعات اولیه داریم، مثل همین تمرکز ۲۲ درصد جمعیت ایران که در ابرشهر تهران و پیرامون زندگی میکنند، یا اینکه دو میلیون نفر انسان در شمال تهران در پهنه گسل زندگی میکنند و ۹۹۰,۰۰۰ نفر در جنوب تهران در نزدیکی یک گسل دیگر هستند. ضمنا با برآورد من حدود ۲,۱۵۰,۰۰۰ نفر در تهران در بافتهای فرسوده ساکن هستند. بنابراین در برآورد اولیه میتوان گفت که حدود ۵,۲۰۰,۰۰۰ (حدود ۶۰درصد) جمعیت تهران در معرض ریسک بالای زلزله زندگی میکنند.
۰۴
خطر وقوع زلزله در تهران چهقدر است؟
خطر چیزی است که مربوط به زمین است. از نظر تاریخ وقوع زمینلرزه هم باید گفت، ۱۱ زمینلرزه در شعاع حدود صدکیلومتری تهران، با بزرگای حدود هفت طی ۲۳۲۰ سال گذشته رخ دادهاند؛ یعنی هر ۲۰۰ سال یک زلزله هفت ریشتری در این محدوده رخداده است. این در حالی است که گسل شمال تهران آخرین بار حدود ۳۰۰۰ سال پیش زلزلهای به بزرگای هفت را تجربه کردهاست. خبر بد اینجاست که دقیقا در این ناحیه، هر ۲۰۰ سال انتظار یک زلزله بزرگ داریم و خبر بدتر اینجا که در نقطه تمرکز ۲۲ درصد جمعیت کشور، ۳۰۰۰ سال است که اتفاقی نیفتاده و هر لحظه باید منتظر وقوع زلزله باشیم.
۰۵
پس از زلزله در تهران چه اتفاقی میافتد؟
چون تهران منطقه وسیعی است، نمیتوان از یک رخداد واحد صحبت کرد. باید سناریوهای خوب، بد و بدتر را درباره تهران بررسی کرد و در این بررسی، به مهاجرین روزانهای که هر روز به تهران وارد میشوند، مصرف انرژی روزانه و تغییرات آن در ۲۴ ساعت، زمان وقوع زلزله و کانون زلزله توجه کرد.
۰۶
بدترین و بهترین حالت زلزله در تهران چیست؟
درباره زلزلهتهران سناریوهای مختلفی را میتوان در نظر گرفت.
سناریوی بد این است که وقوع زلزله در این گسل میتواند سطح زمین را کاملا به هم بریزد، گسیختگیهای بزرگ و مهمی روی زمین ایجاد کند، مسیرهای ارتباطی را قطع کند، ساختمانها را ویران کند و حتی مخازن نفت شرکت نفت در حصارک کن و دیگر مخازن مواد شیمیایی کارخانجات جاده تهران – کرج را خراب کند.
بدترین سناریو این است که بزرگترین زلزله در کمترین عمق و نزدیکترین کانون به شهر یا داخل شهر و در شب رخ دهد. مثل زلزله بم که تازه بزرگای آن ۵/۶ بود، و در ساعت ۵:۲۵ صبح رخ داد، کانون آن بسیار به شهر نزدیک بود و عمق آن تنها ۵/۸ کیلومتر بود.
اما آسیب زلزله زمانی کمتر خواهد بود که هرکدام از این عوامل تغییر کند، مثلا زلزله هائیتی در ساعت ۴:۵۲ بعدازظهر اتفاق افتاد، یا زلزله طبس که در ساعت ۷:۱۰ دقیقه عصر اتفاق افتاد، همین که در این ساعات مردم خواب نیستند، آسیب جانی زلزله را تا حد زیادی کاهش میدهد.
۰۷
آیا در زلزله تهران
زمین دهان باز میکند؟
معمولا بازشدگی اتفاق نمیافتد، مگر اینکه اتفاق خاص سطحی و ژئوتکنیکی رخ دهد، مثلا شکستگی کششی یا فرونشست محلی، اما چون حرکات ورقه های قارهای در این ناحیه امتدادلغز و فشاری است، معمولا بازشدگی اتفاق نمیافتد. اما اگر زلزله مثلا بزرگای ۵/۷ داشته باشد، میتواند باعث بالا و پایین رفتن زمین شده و پلهای نیم تا یک متری ایجاد کند. همینطور ممکن است اصلا پلهای مشاهده نشود، بلکه دو ناحیه به صورت امتداد لغز نسبت به هم به صورت افقی جابهجا شوند. به علاوه این موضوع به عمق کانون زلزله نیز بستگی دارد. مثلا اگر کانون زلزله در عمق ۱۰ کیلومتری باشد، تظاهرات آن خیلی شدید و واضح خواهد بود، ولی اگر کانون زلزله در عمق حدود ۲۰ کیلومتری باشد، تظاهرات سطحی کمتر به چشم میآید.
۰۸
اگر زلزله بم در تهران بیاید، ساختمانهای ضدزلزله دوام میآورند؟
باید دید رویکرد سازنده چه بوده است. هدف زندهماندن انسانها است و همین که انسانها زنده بمانند، حتی اگر ساختمانها آسیب ببینند، میتوانیم بگوییم موفق بودهایم.
۰۹
کجای تهران کمخطرتر است؟
سؤال سختی است، اما به احتمال مناطق مرکزی تهران، ریسک کمتری دارند، زیرا فاصله بیشتری با هر یک از دو گسل شمال و جنوب تهران دارند. و از این نظر توسعه تهران به هر نوعی، به معنی افزایش ریسک سوانح طبیعی خواهد بود.
۱۰
آیا زندگی
در تهران کار اشتباهی است؟
به نظرم این سؤال درستی نیست. زندگی من و شما در تهران به موارد دیگری به جز احتمال زلزله بستگی دارد. البته من تهران را بهترین جای ایران برای زندگی نمیدانم، چون مسائلی مثل انواع آلودگی و خطر سوانح طبیعی خیلی جدی است. مثلا اگر سالها پیش پژوهشگاه ما را در اطراف کرج بناکردهبودند، اصلا در تهران زندگی نمیکردم. ما ناچار هستیم در تهران زندگی کنیم، اما نباید خطرات سوانح طبیعی و مشکلات عمده دیگر تهران را نادیده گرفت.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهزمین شناسی
برچسبها: اگر یک شب تهران بلرزدزمین شناسی
وقتی تهران پلیس دار شد
تأسیس نیروی پلیس به سبک اروپا در ایران
زهرا صالحی زاده| اولش مسؤولیت همه چیز با داروغه بود؛ «اول» یعنی پیش از اینکه پای پلیس به ایران برسد. آن موقع داروغهها در ساعت معینی از شب روی پشتبام داروغه خانه، طبل خبردار میزدند و از آن به بعد هیچکس حق نداشت به خیابان بیاید؛ مگر اینکه اسم «شب» را بداند. و این را هر کسی نمیدانست، مگر اینکه از داروغه اجازه داشت. بعد از داروغهها سازمان «خفیه» روی کار آمد و این ابتکار امیرکبیر بود. او برای امنیت تهران دستور داده بود چند قراولخانه در کوچهها و خیابانها بگذارند تا نظم و امنیت شهر برقرار شود. بعد از امیرکبیر،
میرزا حسینخان سپهسالار کار او را ادامه داد و کلمه «نظمیه» را هم اولین بار او به کار برد. در همین دوران ناصرالدینشاه قاجار برای بار دوم به اروپا سفر کرد و آنجا با اداره پلیس آشنا شد و «کنت دومونت فرت» را با خودش به ایران آورد تا اینجا اداره پلیس تأسیس کند. کنت تهران را که دید، تعهد داد با ۴۰۰ پلیس پیاده و ۶۰ پلیس سواره امنیت شهر را برقرار کند و به این طریق اولین اداره پلیس ایران به سبک اروپا شروع به کار کرد؛ ادارهای که روی سردرش نوشته شده بود: «اداره جلیله پلیس دارالخلافه و احتسابیه» اما این پایان ماجرا نبود. مدتی بعد «اداره کل نظمیه» تشکیل شد و بعد آن «اداره نظمیه براساس موازین اروپایی» به وجود آمد؛ اداره ای که پدر کلانتریهای امروزی است.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهتاریخ
برچسبها: وقتی تهران پلیس دار شدتاریخی
۶ راز ناگفته از زندگی کالیگولا
(امپراتوری با پوتینهای کوچک)
ترجمه: سودابه فرخنده| کالیگولا یکی از بدنام ترین مردان تاریخ، فقط چهار سال فرمانروای روم بود. اما در همین زمان کوتاه سلطنتش، آن قدر ظلم و حماقت به خرج داد که رسوای همه تاریخ شد. بیشتر چیزی که ما از زندگی این امپراتور بدنام میدانیم از منابع مشکوک به دست آمده. چون سیوتاتیوس(Suetonius) و دیوو(Dio) که اغراق آمیزترین مطالب را درباره دیوانگی کالیگولا نوشتند، سالها بعد از زمان زندگی او زندگی کردند و کارشان را بر اساس افسانهها و روایات شفاهی انجام داده بودند. این متن شش واقعیت از زندگی کالیگولا را که (احتمالا، شاید، یا حداقل) درست است مطرح میکند.
کالیگولا اسم واقعی او نبود
نمونه کوچک کفشهای اسپورت یا کت و شلوارهای توی ویترینها را تصور کنید؛ حتی در زمان امپراتوری روم، پدر مادرها دوست داشتند سایز کوچک لباس بزرگترها را به بچههایشان بپوشانند. به همین خاطر، وقتی ژنرال ژرمانیکوس پسرش گایوس را به اردوگاه جنگ برد، آن بچه تخس پوتینهای سربازی (کالیگ که به زبان رومی یعنی چکمه) بسیار کوچکی را که برای او ساخته شده بود پوشید. (بعضی از محققان فکر میکنند که مادر کالیگولا، آگریپینا، نوه دختری امپراتور آگوستوس، این مدل پوشش را انتخاب کرد تا بر شجرهنامه امپراتوری خانوادهاش تاکید کند.) وقتی پسر کوچک با پوتینهایش نزد سربازان ژرمانیکوس رفت، آنها شروع کردند به سر به سر گذاشتن او و با بامزه بازی، اسم کالیگولا (به معنای پوتین کوچولو) را روی گایوس گذاشتند و این لقب روی او ماند؛ هر چند گایوس از آن متنفر بود.
مادر او زن سرسختی بود
آگریپینا از کودکی با پدربزرگش، امپراتور آگوستوس که تعلیم و آموزش او را شخصا به عهده گرفته بود، رابطه خیلی نزدیکی داشت. اما بعد از ازدواج باژرمانیکوس، آگریپینا با همراهی کردن همسرش در اردوگاه ارتشیاش و فعالیت بهعنوان مشاور و سیاستمدار، سنت و آیین خود را به مبارزه طلبید. وقتی ژرمانیکوس بهطرز مشکوکی مرد، آگریپینا جسورانه یکی از رقیبانش را به مسموم کردن او متهم کرد. آگریپینا همچنین به عنوان یکی ازچهرههای برجسته در محافل سیاسی، علیه تیبریوس (امپراتور وقت روم که آگوستوس جانشین او بود و گمان میشد او آگوستوس را کشته باشد) سخنرانی میکرد. رفتارهای تحریککننده و آشوبگر آگریپینا خیلی به مذاق امپراتور که با تازیانه به جان او میافتاد، خوش نمیآمد و او درنهایت یک چشمش را از دست داد. بعد هم وقتی در زندان بود اعتصاب غذا کرد و از گرسنگی مرد. درست چهار سال قبل از زمانی که پسرش کالیگولا به قدرت برسد.
در گزارشات موارد غیراخلاقی کالیگولا اغراق شده است
اولین بار سیوتاتیوس بود که ادعای روابط نامتعارف غیراخلاقی کالیگولا را مطرح کرد. (مورخان رومی اضافه کردند که این روابط مخفیانه در طول مهمانیها اتفاق میافتاده، یعنی وقتی که مهمانان و همسر کالیگولا در اطراف جمع شده بودند). اما سیوتاتیوس کتاب «زندگی سزار» را در ۱۲۱ بعد از میلاد نوشته است، یعنی ۸۰ سال بعد از اینکه کالیگولا در ۲۸ سالگی توسط تعدادی از اعضای گارد ویژه به قتل رسید. تاریخ نگاران قبلی که در زمان کالیگولا زندگی کردند، کسانی مثل سنکا و فیلو، با وجود انتقادات شدیدشان از امپراتوری هیچ اشارهای به این رفتار او نداشتند.
او ممکن است پل معلق معروفش را نساخته باشد، اما چند کشتی تفریحی در دریاچه «نمی» به آب انداخت
طبق گفتههای سیوتاتیوس،کالیگولا در ولخرجیهای بیحد و حسابش یک بار یک پل معلق موقت در سراسر خلیج baiaeساخت. فقط برای اینکه بتواند فاتحانه از این طرف تا آن طرف خلیج سواری کند. تاکنون هیچ اثری از آن شیرین کاری پیدا نشده و به همین خاطر بسیاری از مورخان آن را یک افسانه تلقی میکنند. با این حال، شواهدی ازشیوه زندگی عجیب امپراتور در دریاچه «نمی» دیده شده. اواخر دهه ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۳۰ عدهای کارگر، دو کشتی مسافرتی عظیم را – که دکور سنگ مرمر داشتند، کفشان موزاییک بود و مجسمههایی در آنها دیده میشد – از نابودی نجات دادند. در لاشه یکی از کشتیها لولهای سربی وجود داشت که کتیبهای را با این مضمون نگه داشته بود: «از املاک گایوس سزار اگوستوس ژرمانیکوس». اما در سال ۱۹۴۴ آتش سوزی ناشی از انفجار توپهای متفقین کشتی را تا حد زیادی از بین برد.
او فتح جزیره بریتانیا را به راه انداخت
از کالیگولا اغلب با عنوان فرمانروای خودخواه و هوس باز یاد میشود که بیعرضگی و نادانیاش امپراتوری روم را در طول چهار سال حکومتش تضعیف کرد. اما بعضی از تاریخ نگاران بر سر این قضیه بحث دارند که اگر مهارت رهبری او خیلی وحشتناک بوده، پس چطور به نتایجی مثل پیوستن ایالتهای جدید، گسترش غرب و تنظیم نقشهای عملی برای گرفتن جزیره بریتانیا را به دست آورده؟ اگرچه کالیگولا نتوانست بیشتر از کانال انگلیس پیش برود و خیلی زود پس از آن به قتل رسید، تدارکات و مقدمات او برای تهاجم به کلادیوس این اجازه را داد که موفقیت روم در فتح جزیره بریتانیا را در ۴۳ بعد از میلاد آغاز کند.
اگر هم کالیگولا واقعا دیوانه بود، پای یک بیماری جسمی در میان بود
امروزه بسیاری از تاریخ دانان این تصور را رد میکنند که کالیگولا با دیوانگی لجامگسیختهاش، صحبت کردن با ماه، دستور اعدامهای خودسرانه و سعی در تبدیل اسبش به یک کنسول (عنوان مسؤولان رده بالای روم)، روم را به نابودی کشید. ولی مردان او احتمالا او را به خاطر چنین رفتارهایی از قدرت کنار گذاشتند. امروزه میگویند اگر او واقعا هم چنین کارهایی میکرده احتمالا به خاطر بیماریهایی بوده که داشته. تاریخنگاران معتقدند که یک بیماری مشاعر او را مختل کرده بوده. احتمالا بیماری صرع، پرکاری تیروئید یا بیماری ویلسون که یک بیماری ارثی است و میتواند فرد را دچار عدم تعادل روانی کند.
- دانستنیها شماره ۹۷
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهتاریخ
برچسبها: ۶ راز ناگفته از زندگی کالیگولاتاریخعجیب ولی واقعی
خرافات، از شبه ربط تا علیّت
Christian Buggisch, August 2014
ترجمه: عرفان کسرایی
برقراری رابطه علّی میان پدیده ها خاصیت (ذهن) انسان است. ما نهایتاً می خواهیم همه پدیده ها واضح و قابل درک باشند و در این جهان پرآشوب و بی نظم، طبق یک روال و قانون منظم طبقه بندی شوند. طبقه بندی هایی مثل “اتفاقی” یا “باری به هر جهت” برای پدیده ها مطلوب (ذهن) ما نیست.
آدمیزاد برای داشتن زندگی آسوده و بدون آشوب ، تلاش می کند پدیده ها را بر طبق الگوها و قوانین مشخصی تفسیر کند و این توقع بیجا را دارد که جهانی پیچیده را با متغیرهای ساده و کم تعداد توصیف نماید. از قضا این موضوع مستلزم صرف هزینه های کلان نیست. کافیست “شبه ربط” را با “علیّت” جابجا کنیم.
یک مثال:
در راه به یک گربه سیاه بر می خورید، بلافاصله کمی بعد از آن پایتان پیچ می خورد و می شکند. ما می دانیم که پیچ خوردگی پا حتماً عامل مشخصی داشته (و می توان مشخص کرد که چرا) به این رخداد منجر شده است. سایرین ممکن است اما با یک تعمیم نابجا و عجولانه بگویند:
گربه های سیاه بدشانسی می آورند!
همین جابجا گرفتن میان دو مفهوم “شبه ربط” و علیت”، پایه اصلی بخش بزرگی از خرافات و باورهای موهومی است که در جهان وجود دارد.
*می تواند صرفاً یک حادثه باشد
ارتباط دو رویداد که یکی بلافاصله یا همزمان با دیگری اتفاق می افتد بیانگر وجود همبستگی یا رابطه ای میان دو متغیر نیست. در مثالی که پیش تر گفتیم، میان گربه و بدشانسی. اگر بین قرار گرفتن گربه سیاه بر سر راه مان و بدشانسی یک رابطه وجود داشته باشد بایستی بتوانیم این رابطه را به صورتی قطعی تعیین کنیم. مثلاً با بهره گیری از اطلاعات آماری ارتباط میان این دو پدیده را به نحوی نشان دهیم که مسجل شود اغلب بصورت قابل توجهی پس از مواجهه با گربه سیاه، بدشانسی رخ می دهد. تنها در این صورت است که می توانیم ارتباط عامل بروز یک پدیده و اثر آن را روشن کنیم.
عجولانه است اگر تقارن و همزمانی دو رویداد را به منزلهء وجود رابطه علت و معلول در نظر بگیریم. هر وقت وجود چنین رابطه ای مسجل شد می توانیم حرف از “علیّت” بزنیم. اگر ارتباطی میان رخداد A و B وجود داشته باشد، یا A علت B است یا B علت A. اما می تواند هیچ کدام از این دو حالت نباشد و به عبارت دیگر هر دو رویداد A و B، معلول یک عامل دیگر باشند.
گاهی این عامل دیگر را میتوان پیدا کرد و گاهی هم نه. گاهی هم این عامل سوم کاملاً تصادفی و الله بختکی است. در این صورت اجازه داریم حداکثر از کلمهء شانسی استفاده کنیم. نه از رابطهء “علّت و معلول”
شبه ربط، ربط بدون علیّت
برخی از ربط ها که هیچ بستگی علّت و معلول پشت آنها نیست را اصطلاحاً شبه ربط می نامیم. مثال های بی شماری در این زمینه وجود دارد. مثلاً در برخی مناطق تعداد لک لک ها با نرخ تولد مرتبط است. اما در کمال تعجب هیچکدام دلیل دیگری نیست. در عوض ، متغیر سومی پشت داستان قرار دارد که هم روی تعداد لک لک ها و هم روی نرخ زاد و ولد تاثیر می گذارد. مثلاً گستردگی یک منطقه.
همانگونه که گفتیم عامل سوم گاهی می تواند پنهان بماند یا اساساً حتی وجود نداشته باشد. ربط دو رویداد می تواند در یک بازه زمانی مشخص کاملاً تصادفی باشد. در واقع هر چه بتوانیم حجم بزرگتری از اطلاعات را مورد بررسی قرار دهیم، احتمال آن بیشتر می شود که میان پدیده های نامربوط و کاملاً مجزا ، یک همبستگی و ارتباط پیدا کنیم.
وبسایت Spurious Correlations تعدادی از این دست مثال ها را گردآوری کرده است تا نشان دهد این ربط ها اگر بصورت رابطهء علت و معلول تفسیر شوند تا چه حد بی معنا هستند.
مثلاً بین نرخ طلاق در Maine و سرانه مصرف مارگارین در امریکا یک رابطه وجود دارد.*
نمودار رابطه میان بین نرخ طلاق در Maine و سرانه مصرف مارگارین در امریکا
ضریب همبستگی : ۰٫۹۹۲۵۵۸
یا حتی جالب تر از آن رابطه میان سرانه مصرف پنیر و میزان مرگ میر افرادی که در اثر پیچیدن ملافه در رختخواب جان خود را از دست می دهند!**
خرافات، شناخت عجولانهء شبه ارتباط پدیده ها به عنوان علیّت
بسیاری از مردم دوست دارند که رویدادهای جهان قابل محاسبه و پیش بینی باشد. به همین جهت با شور و شعف زایدالوصف و بکارگیری عقلانیت اندک هر رویداد الله بختکی و تصادفی را به منزلهء رابطهء علّت و معلول در نظر می گیرند و رویدادهای جهان را به گونه ای تفسیر به رای می کنند که خودشان دلشان میخواهد. (نه آنطور که در واقعیت هست)
زیست شناس وینی اریش ادر می گوید:
خرافات چیزی جز ارزیابی شتابزده رابطه رویدادها به مثابهء رابطه علت و معلول نیست!
مثال گربه سیاه و ارتباط آن با بدشانسی حتماً برای شما خنده دار بود. بعید است که امروزه کسی به این رابطه اعتقاد داشته باشد. اما بد نیست بدانید که دو سوم آلمانی ها معتقدند که در شرایط ماه کامل (شب چهارده) بدتر می توانند بخوابند.
پیش بینی با نظر شخصی از شبه ربط تا رابطه علت و معلول
نکته جالب اینجاست که میان موقعیت ماه و اختلال خواب (درست مثل رابطه گربه سیاه و بدشانسی) هیچ رابطهء اثبات شدهء آماری وجود ندارد و صرفاً بر مبنای احساس و نظر شخصی افراد است.
مبنای اثبات ارتباط بین موقعیت ماه و اختلال خواب حداکثر روی یکی دو تجربه شخصی افراد است. مثل این است که شما یک یا دوبار در سراسر زندگی تان بد خواب شوید. در همین حین چشم تان به قاب پنجره و منظرهء ماه بیفتد. اوه! ماه کامل!
من عنوان این نوع شبه ربط را “ربط احساسی” می گذارم. در این نوع سوء برداشت (رابطه علت و معلول به جای شبه ربط) از مقدمهء {ماه مقصر است که من نمی توانم خوب بخوابم) و همچنین (یکی از آشنایان من نیز همین طور است) یک پیش بینی خودساخته صورت می گیرد.
(اوه. باز هم ماه کامل! امشب حتماً نمی توانم خوب بخوابم!)
همه این استدلال ها مبتنی بر نوعی مغالطه با نام مغالطه علت شمردن مقارن است.***
باری! باورهای خرافی زمانی شکل می گیرند که ما در ذهن مان میان دو رویداد غیرمرتبط، رابطه علت و معلول برقرار کنیم.
*** منابع در ادامه مطلب***
موضوعات مرتبط: پرونده ویژه
برچسبها: عرفان کسراییشبه علم
گربه ای درمیان سگ ها
محمد گودرزی|
تحقیقی که بر روی عادات غذایی پلنگ ها در منطقه ی احمدنگار (Ahmednagar) هند انجام شده نشان می دهد که پلنگ های این منطقه بخش اعظم غذای خود را از شکار حیوانات اهلی بویژه سگ ها بدست می آورند. مطالعه ی محتویات مدفوع نشان می دهد که این پلنگ ها درواقع بیش از ۸۷ ٪ غذای خود را از شکار حیوانات اهلی بدست می آورند. در این بین سگ ها بیشترین قربانیان را با ۳۹٪ و پس از آن گربه ها با ۱۵٪ تشکیل می دهند .
هرچند احشام در منطقه ی مورد مطالعه فراوان هستند اما به خاطر کمتر در دسترس بودن و نگهداری آنها در آغل در هنگام تاریکی هوا احتمال شکار شدنشان کمتر است، درحالیکه سگ های ولگرد شب ها به طور آزادانه به گشت زنی می پردازند که آنها را به طعمه هایی آسان و قابل دسترسی برای پلنگ ها تبدیل می کند. به عنوان مثال هرچند از نظر تعداد، بزهای اهلی هفت برابر بیشتر از سگ ها در منطقه یافت می شوند، اما تنها ۱۱٪ از رژیم غذایی پلنگ ها را تشکیل می دهند.
در سال های اخیر آموزش مردم بومی و تقویت قوانین مرتبط با شکار پلنگ منجر به افزایش تعداد پلنگ ها در خازج از مناطق حفاظت شده گردیده است که احتمال رویارویی پلنگ با انسان و حیوانات اهلی را افزایش داده است. نتایج این تحقیق اگرچه اخبار امیدوار کننده ای برای دامداران و حامیان حفاظت از پلنگ است اما خبر چندان خوشایندی برای سگ های منطقه نیست.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهزیست شناسی
برچسبها: گربه ای درمیان سگ هافست فودعلمیدانشزیست شناسی
گل شنسوکه ناکامورا به منچستر یونایتد در بازی سلتیک ۱ - ۰ منچستر یونایتد در لیگ قهرمانان فصل ۲۰۰۶/۰۷
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهورزش
برچسبها: ۶۰ گل برتر تاریخ یوفاشنسوکه ناکامورا به منچسترفوتبالورزشیوفا
فوتبال (به انگلیسی: Football):

یک ورزش تیمی و محبوبترین ورزش در بیشتر کشورهای جهان است[۴] که توسط دو تیم یازده نفره متشکل از بازیکنان فوتبال با یک توپ فوتبال بر روی چمن طبیعی یا مصنوعی با هدف گلزدن انجام میگیرد. یازده بازیکن هر تیم شامل چندمهاجم، هافبک، مدافع و یک دروازهبان میشوند که توسط سرمربی در زمین چیده میشوند و مانند یک سیستم عمل میکنند که سیستم فوتبال نامیده میشود. امروزه بیش از ۲۵۰ میلیون فوتبالیست در بیش از ۲۰۰ کشور وجود دارند.
قدمت فوتبال به چندین سدهٔ پیش از میلاد و به چین بازمیگردد که به تدریج در یونان و روم نیز رواجیافت. فوتبال مدرن امروزی نیز در سال ۱۸۶۶ در مدارس انگلستان شکلگرفت و به تدریج گسترهٔ پراکندگی آن همهٔ جهان را زیر پوشش خود قرارداد. با شکلگیری سازمان فیفا در سال ۱۹۰۴ و ایجاد رقابت جام جهانی فوتبال، این ورزش بسیار گستردهتر شد.
طول زمین فوتبال ۹۰ تا ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۵ تا ۹۰ متر است. فوتبال در دونیمه ۲۰ تا ۴۵ دقیقهای انجام میگیرد و در بازیهای حذفی ورفت و برگشتی گاهیاوقات، وقتهای اضافه و پنالتی نیز به آن افزوده میگردد. فوتبال ضوابطی دارد که قوانین فوتبال نامیده میشوند و نمیتوان بر خلاف آنها عملکرد. سازمان فیفا علاوه بر فوتبال، نهاد رسمی ورزشهای فوتسال و فوتبال ساحلی نیز میباشد و کنفدراسیونهای قارهای یوفا، اِیاِفسی، سیاِیاِف، کونکاکاف، کونمبول و اُاِفسی از زیرشاخههای فیفا هستند.
جام جهانی فوتبال از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان است که هر چهارسال یکبار در یکی از کشورهای جهان روی میدهد. علاوه بر این، مسابقات بینالمللی دیگری مانند بازیهای المپیک تابستانی، جام کنفدراسیونها، جام باشگاههای جهان، جام ملتهای اروپا و لیگ قهرمانان اروپا نیز رایج است. لیگهای متعددی ازجمله لا لیگا و لیگ برتر انگلستان در کشورهای مختلف بهوجود آمدهاند که نوعی مسابقات داخلی محسوب میشوند. فوتبال بانوان نیز از اواخر سدهٔ نوزدهم میلادی به راهافتاد. فیفا ادعا میکند که وظیفهٔ محافظت بازیکنان اززورافزایی را بهخوبی انجام میدهد و فوتبال، از زورافزایی پاک است. در سال ۲۰۰۴، فیفا یک منشور اخلاقی برای اجرای بازیهای جوانمردانه بهتصویب رساند. اما در سال ۲۰۰۶، این منشور بازنگریشد و منجر به تشکیل نهاد قضایی سوم فیفا شد.[۵](برای نشان دادن توضیح تصاویر موس را برروی آنها نگهدارید)
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهورزش
برچسبها: فوتبالورزشفیفا
نسبیت عام:
نظریهای برای گرانش است که در سالهای بین ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ توسط آلبرت اینشتین گسترش یافت. براساس این نظریه، حرکت اجسام تحت گرانش ناشی از خمیدگیفضازمان به دلیل حضور جرمهاست. به بیان دقیقتر، اجسام همواره – چه در فضای تهی و چه در حضور ماده و انرژی – در طول مستقیمترین مسیر ممکن حرکت میکنند و حضور جرم و انرژی تنها شکل این مسیرها را در فضازمان – از خطوط مستقیم در فضای تهی به مسیرهای خمیده در حضور جرم و انرژی – تغییر میدهد که به معنای خمیده شدن فضازمان است. یعنی گرانش به عنوان یک عامل هندسی و نه یک نیرو بررسی میگردد.
در آغاز قرن بیستم، قانون جهانی گرانش نیوتون برای مدتی بیش از ۲۰۰ سال به عنوان توصیف پذیرفته شده برای گرانش بین اجسام مطرح بود. در این مدل، گرانش ناشی از نیرویی جذبکننده بین دو جسم – با سازوکاری نامعین – است. هرچند خودِ نیوتن نیز با طبیعت ناشناخته این نیرو مشکل داشت و برخی مسائل نظیر انتشار این نیرو با سرعت بینهایت مبهم بود، این مدل برای توصیف حرکت تحت گرانش بسیار موفق ظاهر گردید: حرکت سیارات در سامانهی خورشیدی را به خوبی توصیف میکرد و زمان ظاهر شدن ستارگان دنبالهدار را به دقت پیشبینی مینمود.
با اینحال مشاهدهها و آزمایشها نشان میدهند که توصیف اینشتین از گرانش (نسبیت عام)، پدیدههایی را پیشبینی میکند که توسط نظریه نیوتنی قابل پیشبینی نیستند. برای مثال میتوان به ناهنجاریهای کوچک مشاهدهشده در مدار حرکت برخی سیارات نظیر تیر اشاره کرد. علاوه بر این، نسبیت عام پدیدههای جدیدی را هم پیشبینی میکند، مانند همگرایی گرانشی، امواج گرانشی و اثر گرانش بر روی زمان که به اتساع زمان گرانشی معروف است. بسیاری از این پدیدهها تاکنون از طریق آزمایش تأیید شدهاند، و درمورد برخی نیز در حال حاضر جستجو ادامه دارد. برای مثال، هماکنون گروههایی از دانشمندان در پروژههایی نظیر لیگو (LIGO) و ژئو۶۰۰ (GEO 600)، در تلاش برای مشاهدهٔ مستقیم امواج گرانشی هستند، هرچند قبلاً وجود این امواج به طور غیرمستقیم تأیید شدهاست.
نسبیت عام، چندی پس از ظهور به ابزاری اساسی در اخترفیزیک تبدیل شد. برای نمونه، این نظریه اساسِ درکِ فعلیِ ما از سیاهچالهها را تشکیل میدهد. در این مناطق، گرانش بهقدری شدید است که هیچ چیز حتی نور نمیتواند از آن بگریزد. تصور میشود که گرانشِ نیرومندِ آنها عامل تابشهایشدید گسیلشده از برخی اجرام نجومی است (مانند هسته کهکشانی فعال یا ریزاختروشها). نسبیت عام، همچنین سهم عمدهای در چارچوب مهبانگ در کیهانشناسی دارد.
در قرن گذشته با وجود پژوهشهای فراوان، پیشرفت اندکی فراتر از دیدگاههای خود اینشتین به دست آمدهاست. نظریه نسبیت عام نظریهای کامل نیست و هنوز پرسشهای بیپاسخی باقی ماندهاند. بنیادیترین آنها چگونگی آشتی دادن نسبیت عام و مکانیک کوانتومی برای ایجاد نظریهای کامل و خود–سازگار به نام گرانش کوانتومی است.
فرمول بندی ریاضیات:
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهفیزیک
برچسبها: نسبیت عامفیزیک
دشت کویر:
دَشت کَویر یا کویر مرکزی، بیابان غالبا کویری وسیعی است به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و عرض تقریبی ۳۲۰ کیلومتر در جنوب رشته کوه البرز در مرکز شمالی ایران. نام آن از کویرهای گسترده واقع در آن گرفته شدهاست.
↓ویژگیها
وسیعترین کویر ایران که از دامنههای جنوبی البرز تا مرکز ایران گسترش دارد . طول آن ۸۰۰ کیلومتر و عرض آن در حدود ۶۰۰ کیلومتر میباشد . مساحت دشت کویر در حدود ۷۷، ۶۰۰ کیلومتر مربع است. در غرب این کویر دریاچه نمک قرار دارد
این بیابان یکی از قطبهای حرارتی زمین محسوب میشود. دمای آن در تابستان به ۵۰ درجه میرسد و گاهی اختلاف دمای بین روز و شب به ۷۰ درجه سانتیگراد میرسد. قسمت عمده آن را باتلاقهای وسیع فرا گرفتهاند و در حاشیه پوشیده از تپههای ماسهای و ارتفاعات پراکنده است. و پوشش گیاهی آن عمدتاً از نوع گیاهان شور پسند (هالوفیت) است.
↓موقعیت جغرافیایی
کویر مرکزی یا چاله کویر در محدوده جغرافیایی ۳۰/۵۴ تا ۵۷ درجه شرقی و ۳۰/۳۳ تا ۳۰/۳۵ درجه شمالی در مرکز فلات ایران قرار گرفته است . کویر مرکزی پهناورترین کویر ایران است که از شمال به دامنههای البرز مرکزی و شرقی و از غرب به جاده ارتباطی دامغان به جندق و کویر ریگ جن ، از شرق به کوههای پیر حاجات و ازبک کوه و از جنوب به محور ارتباطی خور-طبس محدود میشود. پارک ملی کویر، پارک ملی خارتوران، کویر بجستان، کویر حاج علی قلی (دامغان)، کویر مسیله، بیابان مرنجاب، بیابان بندریگ و ... در این منطقه واقع شدهاند.سد.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهزمین شناسی
برچسبها: دشت کویرزمین شناسی
آهن:
با نماد شیمیایی Fe، نام یک عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۲۶ و چگالی ۷٫۸۷g/cm۳ است که در نخستین دورهٔ فلزهای واسطه جای دارد. آهن از نظر جرمی، بزرگترین عنصر سازندهٔ زمین است. این عنصر مهم ترین سازندهٔ هستهٔ بیرونی و درونی زمین و چهارمین عنصر مهم در پوسته است. فراوانی آهن درسیارههای زمینسان مانند کرهٔ زمین، به دلیل همجوشی هستهای در ستارههای بزرگ است.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهشیمی
برچسبها: آهنشیمی
کرکس سیاه (نام علمی: Coragyps atratus):
که با نام کرکس سیاه آمریکایی نیز شناخته میشود، نام پرندهای جدید از خانواده کرکسهای بر جدید است که گسترهٔ پراکندگی آن از جنوبشرقی ایالات متحده، تا مرکز شیلی و اروگوئه در جنوب قاره آمریکا میباشد. با وجود گونههای مشترک و مختلف این کرکس، پراکندگی این نوع از نوع کرکس بوقلمونی آمریکایی کمتر است. با وجود نام و ظاهر مشابه با دال سیاه این گونه، گونهای متفاوت با آن کرکس است. در حالی که کرکسهای بر قدیم جز خانوادهٔ عقابیان قرار میگیرند (عقابیان پرندگانی مانندعقاب، باز، کورکور و سنقار هستند) ولی گونههای آمریکایی ازکرکسهای بر جدید محسوب میشود. این کرکس، تنها کرکس باقی مانده از کرکسهای بر جدید از خانوادهٔ genus Coragypsاست. این پرنده ساکن مناطق نسبتاً باز و جنگلهایپراکندهاست. پهنای بالهای این پرنده در حدود ۱٫۵ متر (۵ فوت) است که به عنوان یک کرکس، پرندهای کوچک محسوب میشود. (پهنای بال دال سیاه در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ سانتیمتر است.) این پرنده دارای پرهای سیاه است. در سر و گردن این پرنده پری وجود ندارد و رنگ سر و گردنش خاکستری سیاه است و دارای منقاری کوتاه و قلاب مانند میباشد.
موضوعات مرتبط: پرونده ویژهزیست شناسی
برچسبها: کرکس سیاه (نام علمی: Coragyps atratus)زیست


















